تبلیغات
ریاضی زبان اندیشیدن - حلول ماه زیبای رمضان مبارک!
ریاضی زبان اندیشیدن
زندگی تنها به این درد می خورد که انسان به دو کار مشغول شود. اول ریاضیات بخواند. دوم ریاضیات درس بدهد.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


زندگی یعنی ریاضی!

این سخن افسانه نیست!

می شود آیا برای لحظه ای.

دیده باشی این جهان را بی حساب؟

این نمایشنامه خلقت، که ما هم لابلایش لحظه ای بازیگریم.

از همان دیروز دور، تا همین امروز و فردایی که می آید ز راه

این چنین آغاز شد:

یک خدایی بود و دیگر هیچ موجودی نبود.

ابتدایش را نمی داند کسی، ذره ای اما در این تردید نیست.

که خدا از نقطه صفر وجود، زندگی را خلق کرد.

ابتدا بر محور اعداد خلق، عشق را در قدر مطلق ضرب کرد.

بعد با تقسیم بر حسب نیاز، جدول انواع را ایجاد کرد.

حاصل تقسیم و ضرب، جمع شد با لطف او.

بعد روحش را در این پیکر دمید.

و بدینسان آدمی را آفرید.

قدر و شان آدمی عضوی از مجموعه اعداد نیست.

کسری از جنس خداست.

ساده تر از این بگویم.

آدمی واحدی مجهول از مجموعه ایست، مثل اعداد صحیح.

اشتراک منفی و مثبت فقط عضویت است.

عده ای مجذور صفر، عده ای هم بل اضل.

عده ای اما از این مجموعه را.

با حساب ابتدایی می توان شاید نوشت.

حاصل فرمول هستی، با توان بی نهایت ضرب در تعداد خلق.

آنچه را گفتم، نمادی مختصر از عالم خلقت و شاید کمتر است.

ما بقی را در دلت تفریق کن،

پاسخش را من بگویم؟

می شود توحید محض.

نیست معبودی جز او.

یک خدا داریم و بس.

دوستان و دانش آموزان عزیزم در سمپاد پارس آباد این وبلاگ محیطی برای تبادل افکار و نقطه نظرات در هر زمینه ای بخصوص در زمینه درس ریاضیاته .کنار شما بودن افتخار بزرگی برای من هستش و امیدوارم بتونیم لحظه های خوبی رو در این وب در کنار هم داشته باشیم.
همه شما رو به خالق مهربون میسپارم!

با تشکر از حضور سبزتون!

مدیر وبلاگ :سمیه رشید
نویسندگان


خدا گوید:

تو ای زیباتر از خورشید زیبایم،
تو ای والاترین مهمان دنیایم،
بدان آغوش من باز است،
شروع کن!
یک قدم باتو،تمام گامهای مانده اش با من…

استشمام رایحه دل انگیز رمضان گوارای وجودتان!

                                       التماس دعا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 تیر 1393
شنبه 22 آذر 1393 19:10
خدایا کفر نمی گویم،

پریشانم،

چه می خواهی تو از جانم؟

مرا بی آن که خود خواهم اسیر زندگی کردی.

خداوندا

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای تکه نانی

به زیر پای نامردان بیاندازی

و شب آهسته و خسته

تهی دست و زبان بسته

به سوی خانه بازآیی

زمین و آسمان را کفر می گویی

نمی گویی؟!

خداوندا !

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه ی دیوار بگشایی

لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف تر

عمارت های مرمرین بینی

و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می گویی

نمی گویی؟!

خداوندا !

اگر روزی بشر گردی

ز حال بندگانت با خبر گردی

پشیمان می شوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت

خداوندا تو مسئولی

خداوندا تو م یدانی که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است

دکتر علی شریعتی
سمیه رشیدروح دکتر شریعتی شاد
نوشته هاش فوق العادن
شنبه 22 آذر 1393 19:09
منم زیبا

که زیبا بنده ام را دوست می دارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو می گوید

ترا در بی کران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود

تو غیر از من چه می جویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه می گویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب می دانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن

که من چشمان اشک آلوده ات را دوست می دارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق می شوی بر ما و عاشق می شوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم، آهسته می گویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم

که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت می گفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر می گردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟

که می ترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!

آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت

خالقت

اینک صدایم کن مرا.

با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را

با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمی فهمد

به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسب های خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو

تمام گام های مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو می گوید

ترا در بی کران دنیای تنهایان،

رهایت من نخواهم کرد
سمیه رشیدیاشا
گوزل متن یازیپسان
شنبه 1 آذر 1393 17:40
بععععــله!!
سمیه رشید:عجب!!
پنجشنبه 29 آبان 1393 16:35
گـلشن رکـان
سمیه رشیدگلی؟؟؟؟
یکشنبه 11 آبان 1393 17:02
سلام خانم میدونم امتحان رو خراب کردم از این بابت متاسفم.

اما سعی میکنم تو امتحانات بعدی جبران کنم‌
سمیه رشید:سلام.امیدوارم.راستی اسمت؟؟؟
دوشنبه 23 تیر 1393 17:45
یه حسی بهم میگه اینجایین
سمیه رشید:حست دروغ میگفته
دوشنبه 23 تیر 1393 04:13
المان قهرمان شد
خانوم تبریکــــــــــــ
سمیه رشید:ممنون!!
یکشنبه 22 تیر 1393 22:39
سلام خانم رشید جون خوبین؟چه خبر ؟خبر تازه ای دارین .راستی تصمیمتونو گرفتین درباره ی تدریستون به ما؟؟
سمیه رشید:سلام نگین جان!مرسی.شهریور ماه با اداره هماهنگ میکنیم.
یکشنبه 22 تیر 1393 19:46
خانوم امروز نسترن و دیدین تو کانون
وااااای س چند
منم امروز کلاس داشتم ولی 4/5 اومدم خونه
حیییییییییف
اگه یکم منتظر میموندم شاید میدیدمتون
من چقد بدشانسم
اولین روزی بود که بابام به موقع اومده بود
سمیه رشید:بله اومده بودم.7-6 نفر از بچه ها رو دیدم.احتمال دادم که تو هم باشی ولی نبودی
یکشنبه 22 تیر 1393 17:57
سلام خانوم جونم نمیدونین چه قدر خوشحال شدم وقتی که تو وبم نظرگذاشتین
خییییییییلی ممنونم ازتون و
دوستون داااااارم فراووووووون
سمیه رشید:خواهش میکنم عزیزم.اکثرا وقتی وقت کنم به وب بچه ها میرم ولی نمیتونم نظر بذارم!منم همینطور
شنبه 21 تیر 1393 22:03
راسته شوبخواهی دلو براتون تنگ شده گفتن این حرف خیلی سخته وخجالت اوره
ولی بدونید که خیلی دوستون دارم به اندازه ی اسمون ابی
سمیه رشید:چرا خجالت آور؟؟؟؟؟؟؟؟
همتون عزیزین!
شنبه 21 تیر 1393 20:53
خانوم از الان ناراحتم!!دیگه خانم کارگرمیدیرمانمیشه!!وای لم براش چقدتنگ میشه!

سمیه رشید زیاد خودتو ناراحت نکن!کار دنیا همینه!
شنبه 21 تیر 1393 20:51
خانوم !!!ازچیه این آلمان خوشتون میاد؟؟خیلی خشک بازی میکنه!!
7تاگل معجزه بوده دیگه!
سمیه رشید:خیلی تیم منسجم و باهوش و با کلاس و خوشتیپیه!
شنبه 21 تیر 1393 20:36
خانوم منتظریماااا
سمیه رشید:شرمنده!
شنبه 21 تیر 1393 20:14
کسی نیس؟
سمیه رشید:متاسفانه نه!
شنبه 21 تیر 1393 20:07
سلام خانوم رشید خوبین ؟؟؟ نماز روزه هاتون قبول
خانوم چرا به من سر نمیزنین؟؟؟
راستى اگه میشه منو لینك كنین
سمیه رشید:سلام لیلا جان.سر میزنم.لینکین!
شنبه 21 تیر 1393 13:29
هعی...دلم براتون ی ذره شده!
سمیه رشید:واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منم دلم تنگ شده دختر خانوم!
شنبه 21 تیر 1393 13:16
وایییییییییییی!!
نیودم نظرابه کجارسیده!!!
خانوم قهرمانم آرژانتینه دیگه آره؟؟
سمیه رشید:حالا که آلمان قهرمان شد!!
پنجشنبه 19 تیر 1393 19:45
سلام خانوم گلـــــــــــم راستی منم یه وب بازکردم براسوم راهنمایی لینکیناشماهم بلینکین منتظرم ممنون
سمیه رشید:آدرسشو ندارم مهدیه جان
پنجشنبه 19 تیر 1393 17:00
سلام خانوم جون شما هم منو خوشحال کردین واییییی یعنی میشه شما رو بازم ببینم...

سمیه رشید:ممنونم عزیزم
پنجشنبه 19 تیر 1393 16:08
سلام خانوم گلم خوبین؟؟یه سوال میخواستم بگم که شماچجوری مثلا یه اسلاید تووبتون میزارین که دانلودکنیم؟؟
سمیه رشید:سلام.اول توی یه سایت مثلا uplooderآپلود کن و بعدشم آدرس لینکشو بذار تو قسمت افزودن لینک.تو گوگل بگردی آموزش تصویریش هست حتما!
پنجشنبه 19 تیر 1393 00:27
سلام خانم جون خوبین؟؟؟؟؟؟
خیلی دلم براتون تنگ شده و یه سوال هم ذهن منو خیلی مشغول کرده؟
شما معلممون میشین دیگه فقط نه نگین که دلم میگیره

دوستون دارم
سمیه رشید:سلام عزیزم.منم همینطور
وقت زیاده برا تصمیم گیری!
چهارشنبه 18 تیر 1393 23:11
خدایا یک ماه روزه میگیریم تاحال فقرارو تجربه کنیم.یک ماهم کلی پول بده تا حال اغنیارو تجربه کنیم
سمیه رشید:آره واقعا!
چهارشنبه 18 تیر 1393 23:00
خدایا امسال روزه میگیرم و 2 دقیقه مونده به اذان روزه مو میخورم …
تا متوجه بشی گل دقیقه آخر خوردن یعنی چی !!
سمیه رشید
چهارشنبه 18 تیر 1393 21:00
امسال به ما افتخار میدین ؟؟؟؟
سمیه رشید:بودن با بچه های گلی مث شما برا هر معلمی افتخاره ولی اولویت اصلیم به خاطر مسیر و مدرسه فرهان نمونه است . احتمالشم هست که بیام مدرسه شما!حالا وقت زیاده تا شهریور !
چهارشنبه 18 تیر 1393 21:00
سلام خانوم پس پریا گفته بود خانوم قبل افطار میاد وبلاگ .......
سمیه رشید:هر از گاهی که حوصله داشته باشم و سردرد نگیرم میام
چهارشنبه 18 تیر 1393 20:42
الان دم افطار و بعد ماه عسله پس کجایین ؟؟من حدودا ساعت 12 به بعد هستم اگه نخوابیده باشید خوشحال میشم که بیام و ببینم هستید
سمیه رشید: نبودم!!
چهارشنبه 18 تیر 1393 20:14
فك كنم پارك از كافی شاپ بهتره
سمیه رشید:اینم حرفیه!
چهارشنبه 18 تیر 1393 20:01
بهم برخورد من برزیلی ام
سمیه رشید:فدای سرت!ایشاللا جام جهانی بعدی
چهارشنبه 18 تیر 1393 20:00
خانم بازی رو دیدین من خجالت کشیدم به جای برزیلییا
سمیه رشید:با اینکه طرفدار آلمانم ولی ناراحت شدم!خرد و خاکشیر شدن!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30



آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی